۶۱ مطلب با موضوع «اجتماعی» ثبت شده است

شهرت طلبی...

پرسش:
همه انسانها دوست دارند مشهور و محبوب باشند با این حال چرا روایات از شهرت نهی کردند؟ آیا این نهی مقابله با فطرت انسان نیست؟

پاسخ:
هر کس به چیزى علاقه‏ مند است، بعضى به مال عشق مى‏ ورزند، بعضى دیگر به جمال، گروهى خواهان کمالند، ولى جمعى طالب مقام و شهرت و آوازه اند و این گروه اخیر را جاه‏ طلب مى‏ نامند، دوست دارند مردم همه به آنها احترام بگذارند، و به خانه آنها رفت و آمد داشته باشند، و به اصطلاح از دیگران یک سر و گردن برتر باشند، آخرین سخن، سخن آنها باشد و کسى روى حرف آنها حرف نزند، هر چند عقل و کفایت و درایت لازم براى این امور را نداشته باشند. این گونه افراد را جاه طلب و طالب اسم و آوازه و مقام مى‏ نامند.
این صفت رذیله سرچشمه بسیارى از مفاسد فردى و اجتماعى است، ..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

تکبر اولین گناه....

پرسش:
اولین گناه چه بود؟

پاسخ:
تکبر و خود بزرگ بینی اولین گناه بود که ابلیس به واسطه آن از درگاه خدا رانده شد؛

بشر بن منصور، یک روز نماز می گزارد. کسی کنار او نشسته بود و نماز وی را می نگریست. پیش خود، بشر را تحسین می کرد و حسرت می خورد. از درازی سجده ها و حالت او در نماز تعجب می کرد و در دل، به او آفرین می گفت.

بشر نماز خود را پایان داد و همان دم، رو به مردی که در گوشه نشسته بود و او را می نگریست، کرد و گفت: ای جوانمرد! تعجب مکن. کسی را می شناسم که چون به نماز می ایستاد، فرشتگان صف در صف می ایستادند و به او اقتدا می کردند. اکنون در چنان حالی است که دوزخیان نیز از او ننگ دارند. مرد گفت: او کیست؟ گفت: ابلیس.
بزرگی گفت: اگر همه شب بخوابید و بامداد در دل بیم داشته باشید، بهتر از آن است که همه شب تا صبح عبادت کنید و بامداد، گرفتار عجب وکبر باشید. اولین گناه که پدید آمد، کبر بود که از شیطان سر زد.
کیمیای سعادت، ج 2 ،ص 277

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

افشای عیوب دیگران...

افشای عیوب دیگران :
عده اى تصور مى کنند با نقل عیوب دیگران و از بین بردن منزلت و پایگاه اجتماعى آنها، رشد مى کنند.
به عبارت دیگر فکر مى کنند با تحقیر دیگران، مى توانند نردبانى بسازند که اسباب تعالى و ترقى خود را فراهم کنند.
در روایتى از امام صادق علیه السلام نقل شده است که مى فرمایند: 
مَن قال فى مُؤ مِن ما رَاءَتهُ عینَاهُ و سَمِعَتهُ اءُذُناهُ فهو مِنَ الَّذینَ قال الله عزّوجلّ: ((انَّ الَّذینَ یُحبّون اءَن تشیعَ الفاحشَةُ فى الَّذینَ آمنوا لهم عذاب اَلیم))
((اگر کسى، هرچه از دیگران مى بیند و مى شنود نقل کند، مشمول این آیه است که مى فرماید: خداوند به کسانى که دوست دارند فحشا در میان مؤ منان رشد پیدا کند وعده عذاب دردناک داده است. ایشان هم در دنیا به عذاب مبتلا مى شوند و هم در آخرت )). 
در تعبیر دیگرى از رسول اکرم صلى الله علیه وآله و سلم نقل شده است که مى فرمایند: 
و مَن سَمِعَ فاحِشَة فَاءَفشَاها کان کَمَن اءَتاهَا
((اگر کسى منکرى را از دیگرى ببیند و آن را افشا کند، مثل این است که خود مرتکب آن منکر شده باشد))
(وسایل الشیعه ، ج 12، ص 296، حدیث 1344)

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

دلیل مشورت پیامبر(ص) و امام علی(ع)

پرسش: چرا پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) با وجود بی‌نیازی از مشورت، با دیگران ‌مشورت می‌کردند؟
پاسخ:
پیغمبر(ص) هم مشورت می‌کرد، علی(ع) هم مشورت می‌کرد. آنها نیازی به مشورت نداشتند ولی مشورت می‌کردند برای اینکه اولاً دیگران یاد بگیرند.
ثانیاً مشورت کردن شخصیت دادن به همراهان و پیروان است. آن رهبری که مشورت نکرده تصمیم ‌می‌گیرد ولو صددرصد هم یقین داشته باشد، اتباع او چه حس می‌کنند؟ می‌گویند پس معلوم می‌شود ما حکم ابزار را داریم، ابزاری بی‌روح و بی‌جان. ولی وقتی خود آنها را در جریان گذاشتید، روشن کردید و در تصمیم شریک نمودید، احساس شخصیت می‌کنند و در نتیجه بهتر پیروی می‌کنند.
«وَ شاوِرْهُمْ فِی الْامْرِ فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ.» ای پیغمبر! ولی کار مشورتت به آنجا نکشد که مثل آدم‌های دودل باشی؛ قبل از اینکه تصمیم بگیری مشورت کن، ولی رهبر همین قدر که تصمیم گرفت تصمیمش باید قاطع باشد. بعد از تصمیم یکی می‌گوید: اگر این‌جور کنیم چطور است؟ دیگری می‌گوید: آن جور کنیم چطور است؟ باید گفت: نه، دیگر تصمیم گرفتیم و کار تمام شد. قبل از تصمیم مشورت، بعد از تصمیم قاطعیت.

استاد مطهری، سیری در سیره نبوی، ص۲۱۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

توکل به خدا کلید حل مشکلات...

امام على علیه السّلام:

مَنْ تَوکَّلَ عَلَى اللّه ذَلَّتْ لَهُ الصِّعابُ وَ تَسَهَّلَتْ عَلَیْهِ الأَسْبابِ؛
هر کس به خدا توکل کند،دشوارى ها براى او آسان مى شود و اسباب برایش فراهم مى گردد.

داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و توکلش به خداوند:

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

آثار بد رزائل اخلاقی به زندگی

پرسش:
آثار گناهان تکبر و حرص و حسد بر زندگی به چگونه است؟
پاسخ:
امام حسن مجتبى(ع):«سه چیز مردم را به هلاکت مى رساند:
تکبّر
حرص و آز
حسد
۱- پس خودبینى و تکبر، دین انسان را از بین مى برد، همانطورى که شیطان تکبر کرد و دینش نابود شد و منفور گردید.
۲-حرص و آز دشمن شخصیت هر فرد است همانطور که آدم ابوالبشر (بواسطه حرصى که در وى به وجود آمد) از بهشت رانده شد.
۳-حسد (آرزوى نابودی نعمت از دیگران) راهبر بدبختیها و تیره روزیها است، بواسطه حسد قابیل هابیل را کشت.»
الروائع المختارة، سید مصطفى موسوى، ص۱۱۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

خوش رویی...

حضرت زهرا(س):
خوشرویے هنگام روبه‌روشدن با مؤمن،
بهشت را بر فرد خوش‌رو واجب مےڪند.
بحارالأنوار،ج۷۵،ص۴۰۱

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

آرامش روانی...

پرسش:
از نظر قرآن با چه عملی انسان به آرامش روانی میرسد؟

پاسخ:
آرامش روانی در سختی ها و مشکلات
قرآن می ‌فرماید: انسان کم ظرفیت و نا آرام است و همین که با تلخی و شرّ برخورد کند، جیغ و فریاد می‌ کند: «إِنَّ الْانسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَ إِذَا مَسَّهُ الخَیْرُ مَنُوعًا» و سپس می ‌فرماید: «إِلَّا الْمُصَلِّینَ» یعنی تنها اهل نمازند که به خاطر اتصال به قدرت خدا، توکل بر او، استمداد از او، پناه بردن به او، صبر و تحمل برای رضای او به ریسمان محکمی چنگ می ‌زنند و جلوی اضطراب خود را می‌ گیرند.
همه اضطراب ‌ها و ناهنجاری‌ های روحی و روانی و کمبود های معنوی، با نماز تقویت و درمان می ‌یابد.
پیوند های نماز؛ حجت الاسلام قرائتی؛ ص ۱۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

ارتباط زبان با تقوا

آن نیست شجاعت که گلو چاک کنی

مردانگی آنجاست که دل پاک کنی

وقتی که به باشگاه تقوا رفتی

ای کاش حریفِ نفس را خاک کنی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی

داستانی در مورد رضای خدا و صبر...

رضای خدا و صبر:
خداوند به حضرت داود (ع) وحی کرد: که به خلاده، دختر اوس، مژده بهشت بده و او را آگاه کن که هم نشین تو در بهشت است.
داود (ع) بر در خانه او رفت و در زد. خلاده در را باز کرد، تا چشمش به حضرت داود (ع) افتاد، او را شناخت و گفت: آیا درباره من چیزی نازل شده است که به اینجا آمده ای؟
حضرت داود (ع) گفت: آری.
خلاده عرض کرد: آن چیست؟
حضرت داود (ع) فرمود: آن وحی الهی است.
خلاده گفت: آن زن من نیستم، شاید زنی هم نام من است. من در خود چیزی نمی بینم که درباره ام وحی شود؛ ممکن است اشتباهی شده باشد.
داود گفت: کمی از زندگی خود برایم بگو.
خلاده گفت:
هر درد و زیانی به من رسید صبر و تحمل کردم و چنان تسلیم رضای خدا بودم که از او نخواستم آن را بر گرداند، مگر به رضای خودش و به جای آن عوض نخواستم و شکر کردم.
حضرت داود (ع) گفت: به همین جهت به این مقام رسیده ای
امام صادق (علیه السلام) پس از ذکر این ماجرا فرمود: این است دینی که خداوند، آن را برای بندگان صالحش پسندیده است
چهل موضوع339 داستان نویسنده : کاظم سعیدپور

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ابوالفضل پریمی